Saturday, January 21, 2012

راه کرم

آن کیست کز راه کرم، با چون منی یاری کند؟
  بر جای بد کاری چو من، یک دم نکو کاری کند؟
دلبر كه جان فرسود ازو كام دلم نگشود ازو
نوميد نتوان بود ازو باشد كه دلداري كند
پشمينه پوش تند خو از عشق نشنيدست بو
از مستيش رمزي بگو تا ترك هشياري كند
زان طرۀ پر پيچ و خم سهلست اگر بينم ستم
از بند و زنجيرش چه غم هر كس كه عياري كند

No comments:

Post a Comment

Body Intelligence

As Lucy reflected on her outrageous behavior of the night before, the memory only served to draw her upward, like a flower toward the sun...