Sunday, September 04, 2011

Control

Lose control while writing, just like the bike rider who lift his hands off the steering wheel and let go of control. That is how pure writing can be, that is how exciting and fulfilling life can be:


http://negarkhanedel.blogspot.com/2011/09/blog-post_8296.html

یک چیزی ‌ست که باید بگیرد، به نوشتنت، و آن موقع است که لذت می‌بری، از توصیف ظرایف، مثل زرگری که غرق میشود در نقش دادن طلای اش. چون که جریان طبیعی است و میدانی که قضایا چگونه شکل خواهند گرفت بدون آنکه نقشه بریزی برایشان، حس میکنی‌ تعادل در حال حرکت را، مثل دوچرخه سوار‌ی که رها می‌کند فرمان را، انگار که بدنش شده یکی‌ با چرخش و دیگر چه نیازی دارد به هدایت با دستانش. رها می‌کند فرمان را و رها می‌کند فرمان دهی‌ را. همین طور میتواند باشد نوشتن که سهل ‌ترین و ممتنع ‌ترین فعالیت‌های بشر است، نون و القلم و ما یسطرون شاید. و همین طور شاید، باید، بتواند باشد زندگی‌، همسان دوچرخه سوار‌ی که رها کرده است فرمان را. و تصور کن تو، اضطراب را و هیجان را، و آن حس یکی‌ شدن. عجب حسی است آن،  آنچه زندگی‌ میتواند باشد!

No comments:

Post a Comment

Freedom, Religion

A couple of days ago I read a discussion between some friends regarding religion, worship, freedom, and slavery. In Farsi and Arabic, the t...