Sunday, February 22, 2009

Persian Jokes

My apologies if some of them are insulting, even though they are jokes:


4-
ترکه میره جنگ قرداش برمیگرده میگن چرا برگشتی میگه پدرسوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن.


5-
دوتا ترک با هم میرن مکه داشتن به شیطان سنگ میزدن که سنگای یکیشون تموم میشه اون یکی میگه کم نیار فحش بده.


6-
ترکه میره حج اونجا نه نماز میخوند نه طواف میکرد... ازش پرسیدن چرا؟ گفت به ما گفتن همه چی با کاروانه.


7-
ترکه پول میندازه تو صندوق صدقات بعد سوارش میشه.


12-
از ترکه می پرسن پتروس که بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفنداش حمله کرد رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار.


13-
ترکه میره امتحان رانندگی افسر بهش میگه حرکت کن. ترکه میزنه دنده عقب افسره میگه چرا دنده عقب میری؟ میگه می خوام خیز بردارم.

14- ترکه سوار موتور بوده دوست دخترشم ترکش سوار کرده بوده. همینطور که میرفتن دختره میگه چشمات مال منه قلبت مال منه عشقت مال منه.... ترکه میزنه کنار دختره رو پیاده میکنه میگه اگه همینجوری پیش بری لابد میخوای بگی موتورم هم مال توئه

15- بچه: مامان شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی ؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات.

17- از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟ میگه ننه مکه که فرار نمیکنه.

19- ترکه ماشینشو بیمه میکنه. آقاهه بهش میگه خدا کنه هیچوقت ازاین بیمه استفاده نکنی. ترکه میگه الهی تو هم از پول ما خیر نبینی.

20- از ترکه میپرسن چه جوری بستنی کیم میخوری؟ میگه میذارمش لای نون سیخشو میکشم بیرون.

21- ترکه میره مسجد برمیگرده میبینه کفشاش نیست با خودش میگه 4 تا حالت داره:
1-
من نیومدم
2-
اومدم رفتم
3-
بدون کفش اومدم
4-
بعدا میام

22- یه روز ترکه رو برق میگیره. مادرش میگه ننه ولش نکن همین بود که باباتو کشت.

23- به ترکه میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار میکنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمیدم.

24- ترکه میره ماه عسل وقتی برمیگرده همه بهش میگن خوش گذشت؟ میگه عالی بود. میگن پس زنت چرا داره گریه میکنه؟ میگه ا ا .... دیدی چی شد؟ اینو یادم رفته بود با خودم ببرم.

26- ترکه تو زمستون یه اسب رو میبینه که از دهنش بخار بیرون می اومده. میره جلو نگاه میکنه میگه ... جل الخالق اسب بخار که میگن همینه؟

27- یه آدم لنگ با کشتی میره مسافرت. وقتی برمیگرده ازش می پرسن خوش گذشت؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم چون هی میگفتن لنگرو بندازین تو آب.

29- ترکه داشته یکی رو بدجور میزده هی هم داد میزده کمک کمک. بهش میگن تو که داری اینو میزنی واسه چی خودت کمک میخوای؟ میگه: آخه این گفته اگه بلند شم لهت میکنم.

2 comments:

  1. God!
    :)))
    It made me laugh to death!
    :D
    Thank you so much for sharing! It was a long time that I had not felt that happy!

    ReplyDelete
  2. You are welcome!

    They did the same to me and Sima, so I thought they should be worth sharing ...

    PS. My favorites are: 13, 15, 19, and 27
    Sima also loved 20!

    ReplyDelete

Body Intelligence

As Lucy reflected on her outrageous behavior of the night before, the memory only served to draw her upward, like a flower toward the sun...